هزار تن، ز درختی تناور آویزان هزار سر، و بدن های بی سر آویزان به روی خاک، پر ا…


هزار تن، ز درختی تناور آویزان
هزار سر، و بدن های بی سر آویزان
به روی خاک، پر از شاخه های خون آلود
ز ابر ها، سر ِ گل های پرپر آویزان

درون جنگل شب، جغد جغد ، چشمک زن
ز چنگ مرگ، کبوتر کبوتر، آویزان

شکسته های دو آیینه: سرخ رنگ و سیاه
یکی ز باختر ، آن یک ز خاور آویزان

به پنج چشم زمین مانده سایه ی دستی
ز پنج انگشت اش، پنج خنجر آویزان

شب است و بی تو درونم اتاقِ تاریکی ست
ز سقف آن جسدی سرد و بی سر آویزان

شب است و بی تو وجودم درخت بیماری ست
ز شاخ گردن ِ من، میوه ی سر آویزان

دو بار چشم تو خندید و از نوازش اشک
شد از دو گوشه ی چشم ام، دو گوهر آویزان

شبی تو رفتی و من هر دو حلقه چشم ام را
به راه آمدنت کردم از در آویزان

به شهر کوچکی خویش رفتم و دیدم
سری بریده ز پستان مادر آویزان

چه کس به جز تو پناهم شود؟ که می بینم
ز دارِ كين ِ برادر، برادر آویزان

#محمّدسعیدمیرزائی
#انیمیشن
#انیمیشن_جدید
#انیمیشن_کوتاه
#انیمه_عاشقانه
#انیمیشن_مفهومی
#فیلم
#فیلم_خوب
#فیلم_کوتاه



Source

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *