دلنوشته ای ا ع ت ر ا ض ی از خودم نه میشه اسمشو شعر گذاشت نه میشه ترانه خطاب کرد…


دلنوشته ای ا ع ت ر ا ض ی از خودم نه میشه اسمشو شعر گذاشت نه میشه ترانه خطاب کرد
خسته از باد زدن باد شدن
خسته از داد زدن داد شدن
خسته از راه و هزاران فریاد
خسته از آه هزاران فرهاد
خسته از پریدن و جا ماندن
خسته از کشته شدن ،وا ماندن
خسته از حکم به اعدام جناب قاضی
خسته از ریش و ریا و معلق بازی
خسته از دور شدن دود شدن
خسته از این همه سیگار وفرتوت شدن
خسته از خودکشی نهنگ آبی و تمام
خسته از انگ زدن به وقت رفتن به حمام
خسته از حذف عزیزی که نود را میساخت
خسته از کذب فروغی که فروغش میباخت
خسته از فروشِ یک منتقد جنجالی
خسته از صحبت یک منفعل اجمالی
خسته از دوستی خرس و نا آرامی ها
خسته از حرف دوپهلو زدن چشم بادامی ها
خسته از به خانه ماندن ،تشویق
خسته از نخاله خواندن،تشویش

وحید ورمزیار(رهگذر)

#شعرخوانی
#شعر
#دلنوشته_خاص
#تکست_سنگین #عکسنوشته_تیکه_دار #جوکر_دیوونه #عکس_پروفایل #بچگی #خاطرات #غمگینم😔😔😭😭 #خسته
#مرتضی_سرمدی#مرتضی_پاشایی#مرتضی_عقیلی#مرتضی_رنجر#اهنگ#اهنگترکی#تورترکیه#رقص#رقصآذری#رقص_ایرانی#گونل#ابراهیمتاتلیسس#گوزل#سوپرایز#فازسنگین#خفن#کلیپعاشقانه .
.
.#vahidvarmazyar.official



Source

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *